خلاصه تحلیل ذهن راسل

تصویر خلاصه تحلیل ذهن راسل

این کتاب حاصل مساعی مبذوله برای تلفیق دو تمایل مختلف است: یکی در روانشناسی و دیگری در علم فیزیک یا حکمت طبیعی که من نسبت به آنها علی رغم تنافی ظاهری نظر موافق دارم. نظری که به عقیده من مجامع تمایل مادی روانشناسی و تمایل ضدمادی فیزیک است و بنا به رای آنها مایه اصلی عالم وجود نه ذهنی است و نه مادی بلکه جوهری برزخی است که هر دو از آن ساخته شده اند. در این کتاب من سعی کرده ام که این نظریه را در مورد اموری که روانشناسی بدان اشتغال دارد قدری بتفضیل بیان دارم.

این نحوه تعبیر میل ناخودآگاه که بدان اشاره رفت و من تجویز می کنم، همان است که پروفسور جان واتسون در مقاله تحت عنوان روان شناسی برآوردگی آرزو یا ترضیه امیال بدان اشاره کرده اند. آنها چنین فرض کرده اند که وقتی امیال مطرود و سرکوب می شود به ذهن ناخودآگاه سقوط می کند و این پرده دار سری بر دری که حایل میان خود آگاه و ناخودآگاه است ایستاده است. طبعا در تعریف خودآگاهی هر چه بگویند نمی توان آن را ذات و ماهیت حیات یا ذهن دانست.

غریزه مستلزم علم قبلی به غرض و غایتی که برای آن مفید واقع می گردد نیست. اعمالی که به غریزه شروع می شود بعد از تجربه بهتر انجام می گردد. غریزه مبدا و محرک حرکات آزمایشی است که در جریان عمل آموختن مورد احتیاج است.

واقعه ذهنی از هر قبیل که باشد اعم از احساس یا صور خیالیه یا اعتقادات یا تاثرات ممکن است علت یک سلسله اعمالی قرار گیرد که هرگاه از خارج قطع نشود ادامه خواهد داشت تا یک حالت معین و محصلی تحقق یابد.

READ  منطق فازی

آنچه مسلما معلوم شده این است که اگر بدن و مغزش به وضع و حال مناسب نباشد دارای حافظه و خاطرات نخواهد بود به عبارت دیگر ثابت شده که وضع مناسب بدن شرط لازم وجود حافظه است اما شرط کافی نیست. پس تا آنجا که معلومات قطعی ما اجازه می دهد برای ایجاد حافظه هم یک واقعه ماضیه لازم است و هم یک وضع و حالت مغزی معین.  

هنگامی که چشم و عصب باصره او جزء واسطه ذیمدخل قرار گیرند اثر و انطباع مختلفی حاصل می نماید. اثر حاصله از یک چنین واسطه ای را ادراک می نامند و از لحاظ نفسانی و روانشناسی به خودی خود مورد توجه است. اجمالا می توان قوانین مطلوبه علم فیزیک را بنحوی بیان کرد که نظام تالیفات جزئیات به عنوان واحد های علی لحاظ گردد، اما قوانین مطلوبه روانشناسی را نمی توان به همان نحو بیان کرد زیرا علاقه روانشناسی به نفس این جزئیات است.

احلام و خاطرات و اندیشه ها که غالبا نسبت به آنها آگاهی دارید امور ذهنی هستند و نحوه و جریانی که به وسیله آن این آگاهی را حاصل می کنید ظاهرا غیر از احساس خارجی است. کانت آن را حس باطن می نامد و گاهی از آن به خودآگاهی یا استشعار به نفس تعبیر می شود ولی در اصطلاح روانشناسی جدید انگلیسی معمولا آن را مراقبت در نفس می خوانند.

هرگاه واقعه ذهنیه ای را بتوان به عنوان ظهور عینی خارج از مغز لحاظ کرد ولوظهور آن نامنظم یا حتی ظهور مغشوشی از چند عین از این قسم باشد در آن صورت می توانیم ظهورات آنها را ادراک بنامیم.

از آنجا که عالم ذهن و ماده در یکدیگر تاثیر متقابل دارند بین آنها حد و مرزی خواهد بود یعنی هم وقایعی هست که علل مادی و آثار ذهنی دارد و هم وقایعی که علل ذهنی و آثار مادی دارد. آنهایی را که علل مادی و آثار ذهنی دارد احساس می نامیم و آنها را که علل ذهنی و آثار مادی دارد شاید بتوان با حرکات ارادی تطبیق نمود.

READ  سیستم پشتیبان تصمیم

حافظه مستدعی و مستلزم دو چیز است: اولا یک صورت ذهنیه و ثانیا اعتقاد به وجود سابقه و گذشته و بیان این اعتقاد را به عبارت این بوده است یا وجود داشته است می توان بلفظ آورد. لفظ هر قدر هم معنی آن مجرد و انتزاعی باشد خودش همیشه انضمامی و محسوس است و لذا به استعانت الفاظ می توان درباره امور انتزاعی تفکر نمود که جز به این طریق به نحو دیگر میسر نیست.

آنچه در ما وجود دارد عبارت از عوامل مختلفی است که بعضی در معرض مشاهده خارجی است و بعضی فقط به مراقبت باطن مشهود است. عواملی که در معرض مشاهده خارجی است اصلا و بدوا عاداتی است با این خاصیت که محرکاتی که از جهات بسیاری مختلف و متغایر است ایجاد واکنشهایی می نماید که با هم شباهت تام دارد. علاوه بر عادات ظاهر و مشهود منجمله عادت تکلم یک صورت ذهنیه نوعی هست که حاصل وضع و انطباق تعدادی ادراکات مشابه بر روی یکدیگر است که به اصطلاح سمون آن را هماهنگی می گویند.

عمل اعتقاد از همه اعمال ما ذهنی تر و از عمل ماده محض بعیدتر بنظر می آید. حیات عقلانی ما بلکل عبارت از تصدیقات و اعتقادات و انتقال از یک اعتقاد به اعتقاد دیگری است به وسیله استدلال. اعتقاد است که مودی به علم و خطا می گردد همو است که حاوی و وسیله اظهار حقیقت و بطلان است. روانشناسی و بحث معرفت و فلسفه اولی همگی در حول اعتقاد می گردد و مشرب فلسفی هر کسی بیشتر بستگی بنظری دارد که در باب اعتقاد اتخاذ می نماید.

از نظر روانشناسی ممکن است به اقسام مختلف اعتقاد و درجات متفاوت یقین و قطعیت قائل شد لیکن مناط صدق و ملاک تمیز اعتقادات صحیح از خطا به وسیله روانشناسی خالص بدست نمی آید. حقیقت و بطلان هر اعتقادی منوط به مطابقت یا عدم مطابقت آن با واقع است و این امر واقع ممکن است خارج از دایره تجربه شخصی صاحب اعتقاد باشد.

READ  داده کاوی یا Data Mining

طرز تفکر ما درباره هیجانات شدیدتر از قبیل اندوه و ترس و خشم و مهر بالطبع این است که ادراک ذهنی یک امر واقعی، آن تاثر ذهنی را که هیجان نام دارد بر می انگیزد این حالت ذهنی اخیر موجب ظهورات جسمی و بدنی می گردد. نظر من بعکس بر این است که تغییرات بدنی مستقیما در پی ادراک امر واقعی می آید که باعث و انگیزه است و احساس همین تغییرات بترتیبی که حاصل می گردد عبارت از هیجان نفسانی است.

در پایان باید گفت ذهن و ماده هر دو از امور اعتباری هستند و منشا انزاع یا ترکیب آنها یعنی اصلی که این امور از آنها باستنتاج حاصل می شود دارای نسبتهای مختلفی است که بعضی از آنها موضوع بحث علم فیزیک و برخی موضوع بحث روانشناسی واقع می گردد. بطور کلی فیزیک جزئیات را برحسب مکان فاعله آنها طبقه بندی می کند و روانشناسی بر حسب مکان انفعالی آنها.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.