عاملیت و ساختار در جامعه شناسی

تصویر عاملیت و ساختار در جامعه شناسی

ساختار و عاملیت بحثی در علوم اجتماعی است که بر سر تقدم ساختار یا عاملیت در شکل‌دهی رفتار انسانی وجود دارد. ساختار ترتیبات الگوی تکراری است که بر انتخاب‌ها و فرصت‌های موجود تأثیر می‌گذارد یا محدود می‌کند. عاملیت ظرفیت افراد برای عمل مستقل و انتخاب آزادانه خود است. بحث ساختار در برابر عاملیت ممکن است به عنوان یک موضوع جامعه پذیری در برابر استقلال در تعیین این موضوع درک شود که آیا یک فرد به عنوان یک عامل آزاد عمل می‌کند یا به شیوه‌ای که توسط ساختار اجتماعی دیکته می‌شود.

از دیدگاه علّامه طباطبایی جامعه به مثابه ساختار کلان اجتماعی، دارای وجود حقیقی و اصالت است. از سویی با توجه به اینکه ایشان عاملیت انسانی را بر اساس فطرت، آگاهی و اراده توضیح می دهد، می توان گفت که نظریة ایشان، در رویکرد تلفیق گرایی قرار می گیرد و متعاقب آن تعامل دوسویه عاملیت و ساختار توضیح داده می شود. علّامه برای توضیح این تعامل از مفهوم «شاکله» استفاده کرده و معتقد است که همان گونه که ساختارها می توانند شرایط را برای به فعلیت رسیدن گرایش های فطری و ذاتی انسان مهیا سازند و از این طریق سهم بسزایی در درونی سازی ایستارها، قواعد، هنجارها و… به عهده گیرند، همچنین افراد و عاملان اجتماعی از این توانایی برخوردارند که با نوع کنش های خویش، در ایجاد، تغییر و بازتولید ساختار اجتماعی تأثیر بگذارند.

در يك رويكرد كه معمولاً با مفاهيم فردگرايي، اراده گرايي و عامليت گرايي معرفي مي شود اعتقاد بر این دارد كه پاية هستي شناختي فردگرايي بر اين اساس استوار است كه جامعه حقيقتاً از مردم و فقط از مردم تشكيل شده و حتي مي توان گفت كه اشياي اجتماعي ساختة افعال و اميال افراد است.

READ  قانون ضرورت تنوع

در مقابل این رويكرد، رويكرد ساختارگرايي قرار دارد. طرف داران اين رويكرد معتقدند كه همة واقعيت هاي اجتماعي در سطح خرد در چارچوب جامعة كلان و تحت الزامات ساختاري آن تعين مي يابند و تنها در صورتي مي توان كنش متقابل و سازوكارهاي تحقق آن را فهميد كه نيروهاي ساختي كلاني كه كنش ها و تعاملات افراد در چارچوب تنگناها و فراخناي آن شكل مي گيرند، شناسايي شوند.

در برابر اين دو ديدگاه، ديدگاه هايي معتدل مطرح اند كه بر اساس آنها سطوح ساختار و عامليت مانع الجمع نيستند. اين ديدگاه ها رهيافت هاي مكملي را در باب فهم واقعيت اجتماعي مطرح ساخته اند. ساختارهاي اجتماعي با اينكه محدوديت هايي را بر عمل و كنش عامل تحميل مي كنند، استقلال وجودي و تحقق فرافردي ندارند. عينيت ساختارهاي اجتماعي هر قدر هم فراگير و نافذ جلوه كند، چيزي جز محصول و نتيجة كنش هاي انساني نيست. ازاين رو ساختارها به رغم نقش هدايتي در كنش هاي انساني، تعيين فرصت ها و تحميل محدوديت ها، اراده و اختيار كنشگران را سلب نمي كنند و اعمال انساني را به صورت تحكمي و جبري موجب نمي شوند.

در حالیکه ماکس وبر رسالت خود را نه در كشف ساختارها، بلكه در تبيينِ فهمِ افراد انساني مي‌داند، مارکس در حدِ اعلاي وجهِ ساختارباورِ انديشه‌اش، با به كنار نهادن افق‌ها و اهداف افراد بشر، در كار تحليل عيني روابط انسان‌هاست تا آنجا که به صراحت در سرمایه می نویسد: در اينجا با عامل‌هاي فردي فقط تا آن حد كه نمودگار مقولات اقتصادي، و حامل روابط و منافع طبقاتي ويژه‌اي هستند، سروكار خواهيم داشت.

READ  هندسه های نااقلیدسی

دورکیم کاملا شخصیت فردی را به رسمیت می شناسد و چیزی که از آن تحت عنوان شخصیت خاص هر فرد نام می برد را می پذیرد. به نظر می رسد که این همان مفهوم عاملیت باشد. در جای دیگر، او در حالی که از همبستگی مکانیکی و وجدان جمعی قدرتمند در جامعه بحث می کند، از توانایی افراد به انتخاب رویه هایی مخالف با روندهای موجود در جامعه اشاره می کند. 

در نظر بوردیو، میدان نظام ساخت یافته موقعیتهایی است، که توسط افراد یا نهادهای جامعه اشغال می شود، که ماهیت آن تعریف کننده وضعیت برای دارندگان این موقعیت هاست. میدان همچنین نظام نیروهایی است که بین این موقعیتها وجود دارد؛ یک میدان از درون بر اساس روابط قدرت شناخت می یابد. موقعیتهای یک میدان با یکدیگر روابط سلطه، متابعت یا هم ارزی (همگونی) برقرار می کنند که به دلیل دسترسی هر یک از آنها به کالاها یا منابعی (سرمایه) است که در این میدان محل نزاع است. میدان، گستره ای از نوع خاصی از اعمال است نظیر میدان سیاسی یا میدان علمی. میدان، فضای روابط میان کنشگران است. میدان ها به واسطه اعمالی که در آنها پی گرفته می شود شناسایی شده واز بقیه میدان ها متمایز می شود. میدان عرصه رقابت برای کسب پایگاه در سلسله مراتب قدرت درون میدان است.

شكلگيري اجتماع ملي به عنوان يكي از پديده هاي اجتماعي تابعي از رابطه همزيگري ساختار و عامليت است. ساختاري كه داراي عناصر ساختاري مناسب جهت تجهيز كنشگران اجتماعي متمايل به تغيير در جهت ايجاد ساخت جديد اجتماعي است و عامليتي كه داراي نظام تمايلي و ظرفيت مثبت در تغيير ساخت موجود و ايجاد ساخت جديد يعني اجتماع ملي است.

READ  الکتروفیزیولوژی

به نظر می رسد علامه جعفری درباره مسئله ساختار _عاملیت نگاهی دوگانه دارد. به این معنا که حکمی کلی در مورد عاملان و تمامی ساختارها ابراز نمی کند؛ بلکه معتقد است که هر فرد با یک طبیعت اولیه و خارج از زنجیره عوامل جبری پا به این جهان می گذارد. این مختصات اولیه می تواند هویتی خاص برای فرد به دنبال داشته باشد و به وی نوعی استقلال شخصیت اعطا کند. از سوی دیگر فرد به عنوان یک کنشگر اجتماعی در خلأ رشد نمی کند؛ بلکه پس از ورود به این جهان تحت تأثیر عوامل طبیعی، محیطی و ساختارهای از پیش شکل گرفته اجتماعی و حتی غرایز شخصی و خودِ طبیعی اش قرار خواهد گرفت. نوع حیات فرد و چگونگی مواجهه او با این منابع تأثیرگذار، تعیین کننده اصالت کنش فرد یا اصالت ساختارهای اجتماعی در مورد اوست.

بنابراین می توان گفت حق انتخاب از اشتراک قوانین یا ساختار و آزادی ها یا عاملیت شکل می گیرد و از طرفی این دو بر یکدیگر تاثیر دوسویه دارند. ساختار باید بتواند آزادی انتخاب فردی مشروط به عدم زیان به جامعه و زمینه سازی برای تشکیل اجتماع را فراهم نماید و از طرفی عاملیت نیز باید بتواند در جهت بهره مندی خود و جامعه تلاش کرده و به شکل گیری کانون های فردی، نهاد های اجتماعی و ساختارهای قانونی کمک نماید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.